تأثیر عشق بر سلامت معنوی نزد فروم و مولوی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، رشته عرفان اسلامی، تهران، ایران

2 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، گروه عرفان اسلامی، تهران، ایران

چکیده

مولانا و فروم، هر دو، «عشق» را یکی از عوامل اصلی ایجاد سلامت روحی و روانی (سلامت معنوی) دانسته­اند و عشق‌ راستین و سالم را، هنر انسان­های سالم و رشدیافته خوانده­اند. «عشق» در آموزه­های آنها نقش محوری دارد و به­رغم فاصلة زمانی و مکانی، و اختلاف فرهنگ­ها و تفاوت رویکردها، می­توان اشتراکات فراوانی در کلام آنان مشاهده کرد، که این مطلب حکایت از قرابت روان‌شناسی فروم با عرفان مولوی در این موضوع دارد. برای نمونه، هر دو به «التیام­بخش بودن و نقش درمانی عشق»، «عامل پیوند و اتحاد بودن عشق»، «لزوم پیراستگی از رذایل اخلاقی و آراستگی به فضایل اخلاقی در پیوند عاشقانه»، «زادة دانش و زایندة شناخت بودنِ عشق»، «آموختنی بودن عشق»، «مولد عشق بودنِ عشق»، «آفرینندگی و زایندگی عشق»، و «توأم بودن عشق با رنج، و بلاکشی و صبوریِ عاشق» اشاره کرده­اند. تفاوت­های فروم و مولانا در موضوع عشق بیشتر به تفاوت جایگاه و رویکرد، و تفاوت در افق دید و سطوح کلام آنها برمی­گردد، نه تضاد منطقی که جمعشان محال باشد. از این رو، می­توان گفت که رابطة «موضوع عشق» نزد مولانا و فروم رابطة «عموم و خصوص» یا رابطة «کل به جزء» است و شواهد بسیاری را در عرفان مولوی می­توان ذکر نمود ­که در اندیشه­های فروم بیان نشده باشد. فروم «عشق» را ضرورتی برای «رشد و سلامت روان انسان» می­داند، ولی مولوی آن را عامل «قرب و رجعت به آستان الهی» نیز می­بیند و از رهگذر سلامت معنوی، در صدد رساندن انسان به بهشت و سعادت ابدی است.

کلیدواژه‌ها