معنادرمانی دینی رنج در مثنوی معنوی و بهشت گمشده

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانش آموخته دکتری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، رشته ادیان و عرفان تطبیقی، تهران

چکیده

رنج واقعیت بدیهی و اجتناب­ناپذیر زندگی انسان است و یکی از اهداف دین و دانش بشری کاهش و تسکین رنج بوده است. معنادرمانی یک رویکرد نوین روان­درمانی است و یکی از اهداف آن تسکین یا تسهیل تحمل رنج از طریق یافتن معنا برای آن است. مسیحیت و اسلام، مانند ادیان دیگر، هم وجود رنج و چگونگی پیدایش آن را تبیین کرده­اند و هم راه­های مواجهه با رنج، پذیرش یا غلبه بر آن را به پیروان خود توصیه می­کنند. متون ادبی دینی با توان تأثیرگذاری خاص خود در انتقال معنای تسکین‌دهنده­ای که ادیان برای رنج قائل هستند می­توانند در معنا دهی به رنج بسیار مؤثر باشند. روان­درمانگران از اوایل قرن نوزدهم به اهمیت کتاب در فرایند روان­درمانی واقف شدند و اکنون بیش از نیم قرن از زمان تدوین مبانی نظری «کتاب درمانی» می­گذرد. در این میان متون ادبی دینی با الهام از جهان­بینی دینی و تأثیرگذاری بر هر دو قلمرو شناختی و عاطفی مخاطب خود می‌توانند کاربرد فراوان داشته باشند. بهشت گمشده و مثنوی معنوی به ترتیب دو متن ادبی دینی بسیار مهم و نافذ در فرهنگ­های مسیحی و اسلامی هستند. بنابراین سرایندگان این دو منظومه با توجه به منابع اصلی الهام خود باید بتوانند در تسکین رنج خوانندگان­شان بسیار مؤثر باشند. این تحقیق نشان می­دهد که در این زمینه مثنوی معنوی بسیار کاربردی­تر از بهشت گمشده است.

کلیدواژه‌ها