اندیشۀ « عروج »در مکاشفات مزدایی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

ندارد

چکیده

ادبیات مکاشفه ای 4 یکی از مهم ترین بخش های ادبیات دینی است. در این متون معمولاً سخن از کشف و
شهودها و رویاهایی است که فردی برگز یده آنها را تجربه کرده است. کمتر قوم یا دینی را م یتوان یافت که از
را جدای « دنیای خدایان » نمونه های از این نوع ادبی بی بهره باشد . چنین پدید اری نتیج ۀ اندیشه ای است که
در موقعیتی فراتر می پندارد. جدایی و تقابل این دو دنیا، انسان را به این تفکر وا داش ته « دنیای آفریدگان » از
است که چگونه م ی تواند پیش از مرگ به دنیای خدایان راه یابد و اسرار و رموز آن را کشف کند . این آرمان
به عوالم « عروج » موجب شد تا در هر منطقه و در میان هر قوم و قبیل ه ای مجموعه ای از باورها و آیین ها برای
ماورائی بنیان گذاشته شود و انسان به واسط ۀ آن آیین ها، خود را در دنیای خدایان سهیم بداند . در دین
زردشتی نیز مواردی از عروج به عوالم فرا دنیایی وجود دارد . عروج و ملاقات های هفتگانۀ زردشت با
اهورامزدا و امشاسپندان، عروج گشتاسپ، عروج کرتیر، وزیر شهیر دورۀ ساسانی و عروج ارداویراف
نمونه های این اندیشه در کیش ایرانی می باشند. در این پژوهش علاوه بر آگاهی از چگونگی این عروج ها با
درونمایه های مکاشفه ای موجود در کیش زردشتی آشنا خواهیم شد.

کلیدواژه‌ها