خاستگاه روانی احساس گناه در عهد عتیق و عهد جدید: رهیافتی روان‌کاوانه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

گروه الهیات، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان

چکیده

احساس­گناه از تجربه­های رایج زندگی دین‌دارانه است. این پژوهش با هدف پاسخ‌گویی به این پرسش­ها انجام شده است: احساس گناه در متون عهد عتیق و جدید چگونه بازتاب یافته است؟ توصیف خاستگاه روانی احساس گناه در این متون با چه اصطلاحاتی صورت گرفته است؟ از آن‌جا که نخستین تحلیل روشن از این احساس در سنت روان‌کاوی شکل گرفت، این پرسش هم مطرح می­شود که زبان و روایت این متون از احساس گناه تا چه اندازه با تبیین روان‌کاوی از آن هم‌خوان است؟ در مجموعۀ عهد عتیق مزامیر سرشار از تجربۀ احساس گناه است. در عهد جدید نیز پولس مهم‌ترین نقش را در توصیف و تبیین این احساس دارد. ساختار و سبک اصلی روایت احساس گناه در هر سه دورۀ عهد عتیق، عهد جدید و روان‌کاوی یکسان است، اما در گذر زمان با افزایش تمایز واژه­های دلالت‌کننده بر ساحت­های روان آدمی توان تبیین نویسندگان از خاستگاه روانی احساس گناه بیشتر شده و به زبان روشن­تری رسیده­اند.

کلیدواژه‌ها